خرید بک لینک
سلااااااااام... شبتون بخیر... امیدوارم حالتون خوب باشه کلا امروز اتفاق خاصی نیفتاد... اولشم نمیخواستم بیام و اینجا ثبتش کنم ولی خب اومدم امروز فقط درس خوندم و کلاس رفتم :/ اصن اتفاق خاصی نیفتاد دیگه خب خب برا فردا برنامه ریزی کردم طوری که اگه بهش عمل کنم میتونم هفت ساعت بخونم خب اهنگ امشب meant از elizaveta هست... من عاشق این اهنگم بهتون پیشنهاد میکنم حتما گوش کنین *امروز زیاد تلاش نکردم :( +موبایل دوس ندارم:/ +خدایا عاشقتمممم پناهم باش... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آناهیتا کاشفی تاريخ: جمعه 10 آذر 1396 ساعت: 18:22

یه تصمیمی که الان گرفتم این بود که فقط کلاس زبان و فیزیک برم بعد همون پولی رو که میخوام بدم کلاس ریاضی به جاش باهاش کتابای تست بخرم و بخونم, اینجوری باصرفه تر و بهتر نیست؟؟؟ بهناز تو بااااااید خیلی تلاش کنی, خعلییییی درس بخونی تا زحمت های بابات رو جبران کنی, بابام داره اینهمه واسه من خرج میکنه و پول کتاب و کلاس میده پس باااااااید یه رشته خیلی خوب قبول شی, بهناز بااااااااااااید, وقتی هم که با عاطفه هستم اصلا در مورد هدف و درسم باهاش حرف نمیزنم, خیلی ادم بیشعوریه به من میگه شماها که تجربی هستین همون ازادشم نمیتونین بیارین میگه رشتتون خیلی سخته و اصلا کنکور قبول نمیشین, خب به تو چه,من عاشق رشتمادامه مطلب

برچسب: خرداد, نویسنده: آناهیتا کاشفی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 5:20

بالاخره با حقیقت تلخ مواجه شدم مامانم گفت نمیخواد بری باشگاه, اصرار کردماااا ولی نگذاشت, تابستون امسالم مثه بقیه تابستونا باید تو خونه بمونم و درس بخونم, بابا ادم افسردگی میگیرهههه, خعلی دوس داشتم برم ولی نشد ولش کن مهم نیس, فیلم میبینم, درس میخونم, موزیک گوش میدم, دراز نشست میزنم, سبزیجات میخورم, کلاس میرم, تمرین حل میکنم,کتاب میخونم...اینم از تابستون ما من باشگاه میخوامممممممممممممممخعلی ضد حاله بری پیش مامانت و اینجوری بهت بگه پ.ن:حقیقت تلخو از کجا اوردم من خخخخخ پ.ن:و زندگی همچنان ادامه دارد ادامه مطلب

برچسب: خرداد, نویسنده: آناهیتا کاشفی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 5:20

سلام بچه ها. خوبین؟؟؟ پنجشنبه اخرین امتحانمه و سال دهمم تموم میشه و میره پی کارش, خدایی واسه من خیلی زود گذشت, امسال حس واقعی درس خوندن و سنگین بودن درسا و استرسو فهمیدم, پارسال که اصلا چیزی نبود ولی ینی بیشترین سالی که درس خوندم همین امسال بود, سال نهم که من اصلا عیدا درس نمیخوندم ولی امسال نمیشد وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آناهیتا کاشفی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 2:01

ینی من تو عمرم مزخرف تر از زنداداشم ندیدم, خیلی لوس شده خیلیییییییی از احترام زیادیه

خواهر شوهر بازی درنمیارمااااا, جدی میگم, فک کنم تا چن روز دیگه وایسه تو رومون بگه بچه رو از خونه بابام اوردم بعدشم دیگه نمیخواد بیاین خونمون.... اه اه اه خیره سرش درس خونده اس واسه من, حالم به هم میخوره

پ.ن:دوستان ببخشید اعصابم خورده رو ایننننننن, بحث عوض کنین خخخخ

برچسب: نویسنده: آناهیتا کاشفی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 3:59

سلاااااااااااااااام خوبیییننننن؟؟؟ معلومه که خوبین خب امروزم تموم شد... اولین روز اسفندم تموم شد.... خعلی زوووود.... امروز مدرسه عالی بود. چیا داشتیم؟؟؟ اها یادم اومد خب اول عربی داشتیم با معلم مهربون وعشق و جیگررررر ینی عشقه هاااا عالی بود عربی امروز... بعدشم ریاضی که مبحث امروز سهمی بود و به نظر شادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آناهیتا کاشفی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 3:07

هنوز نخوابیدمااااا

همین الان یه تصمیم گرفتم که هرشب یه موزیک خوب بهتون معرفی کنم

هرشب یه موزیک خوب گوش بدین تا ذهنتون اروم شه... به ایندتون فک کنین... اینده ی قشنگی که منتظرتونه...

خب موزیک امشب ring my bells از enrique هس خیلی خوبه

گوش بدین و نظرتون رو برام بنویسین...

+من برم بخوابم دیگه واقعن واقعنی این دفه میرم:/

موبایلم دوس ندارم:/

برچسب: نویسنده: آناهیتا کاشفی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 3:07

خب... سلاااااااااام... امروزم گذشت... دومین روز اسفندم گذشت... نمیدونم نسبت به دیروز تغییری کردم یا نه ولی امیدوارم کرده باشم... خب امروزتون چه طوری بود؟؟؟ مال من خیلی خوب بوووود ولی خسته شدم یه کوچولو... مدرسه که ادبیات داشتیم و یه شعر خعلی خعلی طولانی با یه عالمه ارایه و معنی ... بعدشم ریاضی که کوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آناهیتا کاشفی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 3:07

+هیچ وقت اجازه نده کسایی که ذهنشون کوچیکه بهت بگن که رویاهات خیلی بزرگه...چون یا خودشون نمیتونن کاری رو انجام بدن...یا نمیخوان که تو اونو انجام بدی... سلااااام سلاااااااامخوبین؟؟؟ خوشین؟؟؟ منم خوبم خدا رو شکر خب امروزتون چه طوریا بود؟؟؟ امروز منم گذشت هم خوب بود و هم بد... مدرسه که خوب بود امتحان دیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آناهیتا کاشفی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 3:07

سلاااااااام سلااااااااام.... خوبین؟؟؟ منم خوبم... چه خبرا؟؟؟ امروزتون چجوری گذشت؟؟؟ امروز بنده هم تموم شد ... خعلی خعلی ساده بود و اتفاق خاصی نیفتاد... امتحان زبان که لغو شد :| بعدشم رسانه داشتیم :/متنفرممممم از این کتاب اصن به نظر من این رسانه از ریاضی و فیزیک دانشگاهم سخت تره... بعدشم یه تک فیزیک ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آناهیتا کاشفی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 3:07

من هر شبی که میرم کلاس فیزیک, یه پسر لباس خرگوش پوشیده و برا مردم دست تکون میده... اخه یه شهربازی کوچولو داخل کوچه کلاس فیزیکم هستامشب داداشم یه کوچولو دیر کرد و من مجبور شدم دم در اموزشگاه وایسم تا خان داداش بیاد به خرگوشه نگاه میکردم که با خوشحالی برا مردم دست تکون میداد, برا منم دست تکون داد :) شادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آناهیتا کاشفی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 3:07

سلااااااااام... شبتون بخیر... امیدوارم حالتون خوب باشه کلا امروز اتفاق خاصی نیفتاد... اولشم نمیخواستم بیام و اینجا ثبتش کنمولی خب اومدم امروز فقط درس خوندم و کلاس رفتم :/ اصن اتفاق خاصی نیفتاد دیگه خب خب برا فردا برنامه ریزی کردم طوری که اگه بهش عمل کنم میتونم هفت ساعت بخونم خب اهنگ امشب meant از elادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آناهیتا کاشفی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 3:07

سلام سلاااااااام خوبین؟؟؟ ببخشید یه چن روز گزارش کارام رو نگذاشتم اخه سرم شلوغه

و بعدشن برادر گرامم تمام حجم اینترنتمون رو تموم کرد:|

الانم خونه داداش اون یکیم هستم که نت دارن:/ یه چن وقت نمیام دیگه... بعد تو فکر یه برنامه ریزی توپ برا عیدم واسه درس خوندن... عالی میشه... موفق باشین

من بازم میام

+موبایل دوس ندارم :/

+خدایا عاشقتم بیشتر از اونی که فکرش رو کنی

برچسب: نویسنده: آناهیتا کاشفی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 3:07

امروزم چطور بود؟؟؟ امروز؟؟؟ چطور بودنشو که نمیدونم ولی خب امتحان عربیمو دادم و فک میکنم بالای نوزده بشم, ترم بهار کلاس زبانو مرخصی گرفتم و امروز عصر خانم +ک+ زنگ زد که بیا کلاس زبانو واسه ترم تابستون ثبت نام کن, از اون طرفم شهریه کلاس فیزیکم یه کمش مونده, از یه طرف دیگم کلاس ریاضی و ژنتیک و ازمونایادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آناهیتا کاشفی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 3:07

ابر میبارد و من میشوم از یار جدا...چون کنم دل به چنین روز ز دلدار جدا... ابر و باران و منو یار ستاده به وداع من جدا گریه کنان ابر جدا... یار جدا... خوابیدن با اهنگ شجریان لذت خاصی داره, یه لذتی که قابل وصف و توصیف نیست... این اهنگ دیوونه کننده اس اصلا نمیفهمم چرا یهویی تصمیم گرفتم امشب با صدای شجریاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آناهیتا کاشفی تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 3:07

صفحه بندی